۱۳۸۷ دی ۱۲, پنجشنبه

در جستجوی مرزهای انسانی خود(2)





امشب ساعت 12 شب(تحویل سال نو میلادی) در مرکز آمستردام غلغله ای از آتش بازی بر پا بود، شهر پر شده بود از بوی باروت، صدای کر کننده ترقه ها و زیبایی خیره کننده رنگ ها و نورها.


مرد و زن، دختر و پسر شامپاین، شراب و یا آبجو بدست(تنها زمانی که برای نوشیدن مشروب در خیابان جریمه نمی شوی) در گروهای کوچک و بزرگ دور هم جمع شده و هر کدام به روش خود جشن سال نو گرفته است.


در گوشه خیابان ماشین های پلیس و آتش نشانی در آماده باش قرار دارند که در صورت بروز اتفاق برای کمک وارد عمل بشوند.

ماشین های آتش نشانی پر شده از دختران و پسران جوانی که برای تبریک سال نو روی ماشین ها رفته و با آتش نشانان عکس یاد گاری می گیرند.....

ساعت نزدیک 3 صبح شاد و سرحال از جشن برگشته ام.

قبل از آماده شدن برای خواب روزنامه امروز عصر را ورق می زنم که چشمم به این تصویر و نوشته می افتد.







ترجمه نوشته روی تصویر:


//سال گذشته در جشن سال نو این 3 مامور(پلیس، آتش نشان، مامور آمبولانس) فحش خوردند، تهدید شدند، کتک خورند، و ترقه بارانشان کردند،

بنظرت این نرمال است؟

در جشن سال نو ما (پلیس، آتش نشان و مامورین آمبولانس) آماده هستیم که تو بسلامت جشن نو شدن سال را برگزار کنی.

ما تمام شب را آماده برای کمک می مانیم، چرا که بسیاری با وسایل آتش بازی و شامپاین در خیابان ها هستند.

سال گذشته ما دچار مشکل شدیم،

وقتی که راه را برای عبور آمبولانس برای نجات مصدومین باز نکردند،

وقتی می خواستیم آتش را خاموش کنیم، تهدیدمان کردند،

وقتی برای میانجی گری بین دعوا آمدیم، کتک مان زدند،

بنظرتان این نرمال است؟

دست از سر مامورین امداد بردارید.//


این تصویر و نوشته را که دیدم، یاد خودم در جشن ها ی چهارشنبه سوری و برخورد خشن و بی رحمانه مامورین افتادم.

بعد ناخودآگاه رفتم به مقایسه جشن امشب، مراقبت مامورین از آتش بازی و شادمانی مردم، با روزگار خودم و دیگران در همچین شب هایی در ایران.

به خودم که آمدم تمام لذت امشب ام تبدیل به زهر شده بود.

حالا دوباره من ماندم و این سوالات تکراری که:

این چه رفتاری است که با ما می کنید؟

یعنی ما را واقعا انسان و دارای حقوق انسانی نمی دانید؟

اگر آری، پس چرا اینگونه با ما رفتار می کنید؟

آخر چرا انسان بودن ما را به رسمیت نمی شناسید؟

۷ نظر:

Loobia گفت...

متاسفم که نظر بی ربطی اینجا می گذارم. چون می دونم که ساکن هلند هستین ازتون خواهش می کنم پست اخیر من رو بخونید و با دوستان هلندیتون در میون بذارین. ممنونم.

manizheh گفت...

salam...matlabetun ro khunadam..
bazamjaleb ..va khandani ..
shad bashid

manizheh گفت...

bazam salam ..aghaye farangi ..mikhastam beporsam ..ke falsafeh inke holandiya fardaye sale no tuye ab miran chiyeh ?
mersi az lotfetun

فرنگی گفت...

برای منیژه عزیز،

دوست عزیز، شیرجه سال نو (Nieuwjaarduik) رسمی سنتی با سابقه 49 ساله در هلند است. در (http://nl.wikipedia.org/wiki/Nieuwjaarsduik) نوشته شده که این رسم از سال 1920 اول در کانادا شروع شده و بعد به کشور های دیگر و هلند آمده است، ولی آلان هلند با داشتن بیشترین مکان برای این کار بنوعی این مراسم را "مال خود" کرده است. موفق باشید.

manizheh گفت...

mamnunam az tavajohetun ..
shad bashid

lobat گفت...

salam ..mamnunamke tashrif avordid ..

man ba esme khodam ounja minevisam ..vali ebteda ba name mostare manizheh shoru kardam ..

...va hanuz har ja miramba hamin esme manizheh kament mizaram ..
chon kheyliya nemidunan man weblog daram ..va mano ba esme manizheh mishnasan ..
zendeh va manan bashid ..

googler گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.