۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه

تساوی حقوق(1) زن و مرد



(این اولین قسمت از یک مجموعه 3 قسمتی در رابطه با تساوی حقوق می باشد.)

همه تون لنگه همید، مرد ایرانی را گور به گورش کنی آدم نمی شه، سالها زندگی در خارج هم به شما برابری حقوق زن و مرد را نیاموخت، به حرف که باشه همه تون مدافع حقوق خانمها می شوید ولی در عمل موجوداتی خودخواه، سنتی، با افکاری بشدت عقب مانده و مردسالارانه هستید ....

اینها را دوستی می گوید که بتازگی از همسرش جدا شده است.

می پرسم: خودت چی آیا واقعا به تساوی حقوق معتقدی و در عمل هم آن را پیاده می کنی؟ و یا اینکه تو هم مثل ما مردهای ایرانی(بقول خودت) فقط شعار دادنش رو یاد گرفته ای؟

-معلومه که اعتقاد دارم، نخیر پس فکر کردی که من هم مدافع مردسالاری هستم!


گفتم: نه نیستی، ولی گمان نکنم که خودت هم درک صحیحی از این تساوی حقوق در عمل داشته باشی، همین طوری کلمات را بدون توجه به معانی به کار می بری. برای نمونه اجازه بده فقط دو تکه از این تساوی حقوق را با کردار تو مقایسه کنم. اول اینکه چطوری ازدواج کردی؟

-خودت که می دونی، خانواده اش برای اون نکبت(که خودش هر غلطی تو اروپا کرده بود) تو ایران دنبال یک دختر باکره می گشتند که منو پسندیدند، بعد هم که کارا درست شد، برای ازدواج آمد ایران و بعد هم من به اینجا آمدم...

گفتم: من روی همین تکه "کارا درست شد" کلی بحث دارم. چه کاری درست شد؟ وقتی خانواده هاتون با هم توافق کردند که تو را در مقابل فلان مبلغ مهریه(سرمایه گذاری دراز مدت) و فلان مبلغ نقدی( مثلا زمین پشت قباله برای اطمینان) به او بدهند، یادت از تساوی حقوق زن و مرد نبود؟ وقتی داشتی (در مودبانه ترین حالت) بعنوان شیِ قیمت گذاری و معامله می شدی (تازه احتمالا کلی هم قمپز در می کردی که قیمت من از دختر خاله ام بیشتره) هنوز شعار تساوی حقوق زن و مرد رو از بر نکرده بودی؟

-چرا چرت می گی، می دونی اگر تو ایران همین مهریه و تعهدات نباشه شما با کمک قانونی که ازتون حمایت می کنه چه بالایی سر خانمها می آرید. با این همه قرارداد اینید، دیگه چه برسه به این که بگند مجانی ه.

گفتم: ایران رو نمی گم، با تو موافقم که در در بسیاری از مواقع ( ونه همیشه) این تعهدات اهرمی است که جامعه مطابق شرایط و نیاز خودش از آن استفاده می کند. دارم شخص تو رو می گم، اولا که تو در همون ایران هم نیازی به این قیمت گذاری نداشتی، گیرم که در ایران عادی بود و بخشی از مراسم، برای همین هم اعتراضی نکردی. بعد که اینجا آمدی چی؟ اینجا که دیگر به این تعهدات احتیاجی نداشتی.
موقع صحبت که می شه خودتو کاملا حل شده در این جامعه و مدعی درک کامل این فرهنگ می دونی. اینجا که نه خانواده ات بودند و نه قید و بند های اجتماعی ایران، قوانین هم که بیشتر بنفع خانم هاست. یکبار به این فکر افتادی که به همسر (سابق ات) بگی " من حداقل در اینجا دیگه نیازی به این قمیت گذاری روی خودم نمی بینم، من و تو برابر با هم یک زندگی مشترک را شروع می کنیم، توقعات مساوی و حقوق یکسان داریم، بنابراین تعهدات اون معامله منتفی است.

نه نگفتی ، به فکرش هم نیافتادی، تو برابر شروع نکردی، برابر زندگی هم نکردی، ایستادی یک گوشه و شعار دادی، به این می گویند سو استفاده از سنت و لاس زدن با مدرنیته. تو که تساوی حقوق کشته ات، یک لحظه به این فکر افتادی که چک و چونه ای که بابا مامانت برات زدند در کجای این تساوی خواهی قرار می گیره؟


-از کجا معلوم که اگر این کار را هم می کردم چیزی تغییر می کرد، شاید اصلا پرروتر هم می شد.


مهمترین تغییر، تغییر درون خود تو بود و رسیدن به این حس که من آگاهانه و آزادانه از حقوق سنتی خودم برای رسیدن به تساوی می گذرم.
دوما اگر هم طرف پرروتر می شد چی رو از دست می دادی؟ جز اینکه زودتر به نقطه فعلی برسی. به نظر من این هزینه ای بود که تو باید می پرداختی. من نمی دانم که چرا ما همه چیز را با هم می خواهیم. دوست عزیز، ازدواج سنتی می کنی، نقد و نسیه هم بابت خودت می گیری، بعد می گی حالا تو زندگی مشترک (که من بابت اش پول گرفته ام) حقوق برابر می خواهم! هم عین چسب چسبیده ای به عرفی که تو را ضیعفه و محتاج مرد می داند و هم دل از تساوی حقوق نمی کنی. این هم عاقبت خر و خرما را با هم خواستن.

-به درک که نشد، لیاقت اش رو نداشت، کم بهش محبت کردم؟ عین یک بچه تر و خشک اش کردم، بهترین غذا رو برایش آماده کن، کارهای خونه را انجام بده.....

گفتم: قسمت دوم ایرادم به تو اتفاقا درست در همین نکته است. مشکل اینجاست که....
ادامه دارد.



۲ نظر:

lobat گفت...

salam ..matlebetun kheyli jaleb bayan misheh ..va kheyli bedel mishineh ...chon kheyli haghighi hastan ..
amma mikhastam ..begam lotf konid ..yadetun nareh edameh bedid ..chon kheyli matalebe daridke naghes mundeh ..man daem neveshtehatuno donbal mikonam ..
movafgh bashid ..

Shiva Shafahi گفت...

merc az in matlabet
motasefam ke 1 zan hasatm vaghti mibinam ham ghatar hai man inghadar bi arzesh hastan va miran KAMPING alam mikonan .
baghish r azood benevisin lotfan