۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

رادیو زمانه و تنگ نظری ما




(توضیح: نویسنده این مطلب کوچکترین ارتباط مالی و کاری با رادیو زمانه نداشته، ندارد و نخواهد داشت)


1-برای کسانی که در غرب زندگی می کنند پرداخت سوبسیدی و اعطای بودجه به پروژه های فرهنگی، اجتماعی از طرف دولت و سازمان های مختلف امری ناآشنا نیست. در غرب به بسیاری از فعالیت های فرهنگی، هنری، اجتماعی، پژوهشی... بودجه و سوبسیدی تعلق می گیرد.

این سوبسید دادن و اسپانسر شدن بقدری متنوع است که بطور مثال از یک کار تحقیقاتی دانشگاهی تا ایجاد یک قهوخانه برای جمع شدن نقاشان را شامل می شود. در میان این سوبسید گیرنده ها بسیاری هم ایرانیانی هستند که از کارهای فرهنگی، هنری تا پژوهشی از این سوبسید ها استفاده می کنند. این کمک ها با وجود اینکه از جیب مالیات دهندگان هزینه می شود، ولی شهروندان مخالفتی با آن نداشته و وجود آن را بعنوان قسمتی از سیستم اقتصادی اینجا پذیرفته اند.


یکی از این کمک ها تامین بودجه برای تاسیس رادیو زمانه بود، بودجه ای که در ابتدا برای تاسیس تلویزیونی ماهواره ای پیشنهاد شده بود و در نهایت مقداری از آن به پروژه تاسیس رادیو زمانه اختصاص یافت.


از همان ابتدای کار رادیو زمانه بسیار ایرانیانی بودند که از سراسر دنیا به این کار اعتراض کرده و مدام از تلف شدن پول مالیات دهندگان هلندی شکوه می کردند، گروهی دیگر هم واژه پول هلندی را علم کرده بودند، ولی هر دو گروه در دلسوزی برای مالیات دهندگان هلندی مشترک بودند.

در آن زمان در خود هلند و نشریات آن مطلب مهمی از این اتلاف پول مالیات دهندگان دیده نمی شد، دلیل عمده آن هم یکی عادی بودن این کمک ها در وهله اول و بعد هم هماهنگی آن با عقاید مردم هلند بود. اعتراضی هم اگر بود نه به برنامه هایی مثل رادیو زمانه که به بودجه هایی بود که برای ساخت مسجد، آوردن امام هایی که تنفر از غربی ها را رواج می دادند، پرداخت پول برای تورهای تفریحی خلافکاران مراکشی و... بود


2- در بحران اقتصادی اخیر، دولت هلند با پرداختی چندین میلیاردی مجبور به خرید دو بانک تقریبا ورشکسته و کمک مالی به یک بانک و دو شرکت بزرگ بیمه شده است. این کمک ها هم همه از جیب مالیات دهندگان پرداخت می شود. در هلند تقریبا همه روزه و همه جا صحبت این کمک ها و اعتراض به آنها است(از نظر من این کمک ها بسیار منطقی بود)، همه رسانه ها پر شده از صدای این اعتراض ها و بحث در باره درستی و یا غلط بودن این کمک ها.


به سایت های اینترنتی ایرانی سری می زنم، هیچ خبری از این اعتراض ها نیست، هیچ کس دلواپس جیب مالیات دهندگان هلندی نیست، حق هم دارند مسئله داخلی خود هلند است و کمتر مورد توجه محافل و سایت های ایرانی.


سری به سایت رادیو زمانه و سایت آقای جامی مدیر سابق آن می زنم، هنوز پر است از کامنت ها و اعتراض های ایرانی هایی که نگران خورده شدن و هدر رفتن پول مالیات دهندگان هلندی هستند.

مالیات دهندگانی که همین تازه گی میلیاردها پولشان برای کمک به بانک هایی مصرف شده که پاداش آخر سال تک تک اعضای هئیت مدیره اش از کل بودجه رادیو زمانه بیشتر است، بانکی که دو هفته قبل از ورشکستی جشنی چند میلیون یورویی در موناکو برای مدیران عالی رتبه اش گرفته، اما برای معترض ایرانی رادیو زمانه این مهم نیست، مهم این است که رادیو زمانه پول مالیات دهندگان هلندی را تلف نکند. چقدر تنگ نظریم ما.


چند سال پیش برای مدتی کوتاه در یک کمپ پناهندگی کار کردم، داستان های ایرانی ها در خارج را اکثرا می دانید، کوتاه اینکه کارمندان آن کمپ همگی بزبان بی زبانی می نالیدند که شما ایرانی ها دلسوز ترین ملت دنیا هستید، اگر برای یک ایرانی مشکلی پیش بیاید همه با او همه دردی می کنید و غصه می خورید، اما وای بحال کسی که شانسی بیاورد و یا کارش زودتر از حد معمول درست بشود، دیگر بقیه چشم دیدنش را هم ندارند، اگر کار یک ایرانی شانسی سریع انجام شود از فردا بقیه ایرانی ها پاشنه در اینجا را از جا در می آورند که چرا برای ما طول کشیده و به چه دلیل او کارش زوتر راه افتاده است.


حالا هم حکایت رادیو زمانه است، با هزار بدبختی پروژه ای تائید شد و بودجه ای به آن تعلق گرفت که شاید کمکی برای ایجاد دمکراسی در ایران بشود، دولتی خارجی از برنامه تاسیس رادیویی ایرانی و برای ایرانی ها حمایت می کنند و ما ایرانی ها معترض که چرا از جیب مالیات دهندگان خود خرج آن می کند و ظاهرا تا زمانی که این حمایت مالی ادامه دارد از پا نخواهیم نشست. جالب تر اینکه چند روز پیش اعتراض به رادیو زمانه و تلف شدن پول هلند را از دانشجویی شنیدم که خود مدعی بود که توسط دولت هلند برای گرفتن تخصص اش بورسیه شده و بعد از پایان دوره اش هم قصد کار در کشور دیگری را دارد. کاش نگاه کردن به آینه می توانست اندکی به ما در شناخت خودمان کمک کند.

۱ نظر:

manizheh گفت...

salam..matlabetuno..khundam..movafagh..bashid..