۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

مشخصه منحصر به فرد ایرانی ها



دوستی هلندی که بدلیل شغلی ارتباط زیادی با خارجی ها دارد می گوید: یک موضوع در میان شما ایرانی ها منحصر به فرد است، ایرانی ها تنها ملتی هستند که اگر از آنها در مورد اعتقاد شان بپرسی بجای آری(اگر معتقد باشند) یک دفتر 40 برگ برایت توضیح می دهند.

کافی است از یکی سوال کنی: آیا مسلمان هستی؟

تا با جوابهایی مثل: آره، اما می دانی، من مشروب می خورم، روزه نمی گیرم، خانواده ما(و یا زنم) حجاب ندارد، ما مثل این ترک و عربها نیستیم، اوپن فکر می کنیم وووو...

و پرسید که تو می دانی چرا؟

راستش نه نمی دانم، می دانم که ما از جامعه ای تعریف نشده می آییم و برای همین همه چیز حتی اعتقادات مان را مجبوریم خودمان به شکلی که قالب تنمان باشد ساخته و تعریف کنیم، شاید می خواهند که طرف مقابل فکر نکند که آنها افراطی مسلمان هستند.

گفت: ربطی ندارد، من فقط سوال می کنم که آیا معتقد به دیانتی هستی و یا نه، این چه ربطی به افراطی بودن دارد؟ این همه ترک و عرب هم هستند که حجاب ندارند، دیسکو می روند، مشروب می خورند، چرا آنها در مقابل این سوال سخن رانی نمی کنند و خیلی ساده می گویند که مسلمان هستند؟ مگر از کسی سوال کنی آیا مسیحی هستی؟ برایت یک ساعت توضیح می دهد که آره ولی کلیسا نمی رم، عید پاک را جشن نمی گیرم، اعتراف نمی کنم وووو.

نکته جالبی است، خودت چی فکر می کنی؟

گفت: درست نمی دانم، اما فکر می کنم که ایرانی ها ناخودآگاه از اینکه مسلمان نامیده بشوند خجالت می کشند و بنابراین سعی می کنند با توضیح و تفسیر بنوعی مسلمان بودن خود را توجیح کنند، رفتارشان جوری است که انگار مسلمان بودن را کار بدی می دانند، مانند کسی که پدرش خلافکار است و هربار که نام فامیل اش را می گوید، سعی می کند خودش را از گناهان پدر مبرا کند.

موافق نیستم، چرا باید خجالت بکشند، مگر می شود که به عقیده ای(بخصوص روحانی) مومن بود و از آن خجالت کشید؟

بهرحال راجع به این سوال تو بیشتر فکر خواهم کرد و اگر به نکته ای رسیدم با تو در میان خواهم گذاشت.

من به سهم خود دلیلی برای این رفتار یافته ام که در پست بعدی ام آن را خواهم نوشت، خوشحال می شوم دوستان عزیز خواننده این وبلاگ هم اگر نظری در این مورد دارند، آنرا مطرح کنند.

۳۷ نظر:

Paybarah گفت...

Shayad yek dalilesham in Bashe ke mane noii nemitonam to Iran rahat begam ke mosalmon nistam chon aksariatemon mosalmon be donia omadim va age edea konim ke mosalmon nistim momkene zendegimono az dast bedim pas nakhodagah dar javabe in soal migim are vali say mikonim tozih ham bedim ke atrafian fekr nakonan ke vaghan mosalmonim.maslan khode man rafte bodam yek foroshgah torki az man porsid mosalmoni goftam na bad goft ahan yahodi hasty ke majbor shodam tozih bedam ke mosalmon zade hastam vali motavajeh nashod chon goft manam mesle to hastam va maha mosalmonim dige

Amin گفت...

قبول ندارم اینو
حداقل در مورد خودم که وقتی ازم می پرسن می گم مسلمان.
دیگه توضیح نمی ارم؛ مگر خودشون سوال کنند که فقط یکبار یکی که می خواست دعوتم کنه به شام ازم سوال کرد که گوشت خوک می خوری؟ که من گفتم نه.
براشون هم مهم نبوده که من نماز نمی خونم، چون هرگز در این باره چیزی ازم نپرسیدن

لعبت گفت...

سلام
وای چقدر خندیدم ..من خودم پایه این هستم ..
خدایی اره کمی خجالت میکشم بگم من یه مسلمان متحجر هستم ..چون اونا اسلام متحجر رو میشناسند .نه اسلامی که من میشناسم ..
کمی هم فکر میکنم مسلمانهای ما خیلی پیشرفته ..خوشفکر تر ..یا به قولی تعصب کورکورانه ندارند ..البته 100در 100 نیست ..
من هیچ وقت دلم نخواست ..منو با ترکا ..الجزایریا ..و....مقایسه کنند ..

ali گفت...

به نظر من هم دلیتش یه جور احساس حقارت نهفته در پس ضمینه های ذهنی هست. دوست هلندیم وقتی ازش پرسیدم بابات چه کاره بوده خیلی راحت و با سربلندی گفت اول بقالی داشت بعد ورشکت شد و رفت تو یه شرکت نظافتچی و آبدارچی بوده. حالا اگه ما بودیم 2 ساعت روضه می خوندیم که تاجر بود بعد ورشکست شد رفت یه شرکتی مدیر امور داخلی شد.
هر وقت تونستیم خودمونو همین جوری که هست با تمام نواقص و مزایا قبول کنیم و نواقص مون رو توجیه نکنیم اونوقت کم کم فرنگی میشیم!

ناشناس گفت...

سلام دوست خوبم تعريفتو تو بالاترين شنيدم اكر امكان داره يه دعوت نامه برام بفرست

Taksa1370@gmail.com

ناشناس گفت...

I'll tell you why.
because we Iranian are smart.
we are too smart if you'd say.
we know most muslims are fanatics with stupid beliefs and we simply don't want to be categorized as them.
if anyone asks me, i simply say, NO I'm Agnotic. if they are smart, they know what it means, and if they're not, there's no need to waste my time

ناشناس گفت...

این خصوصیتی است که در بین همه ایرانیان به نوعی وجود دارد و نباید آن را تنها محدود به ایرانیان مقیم خارج و مسئله مذهب نمود. سالها پیش مهندس مهدی بازرگان کتابی تحت عنوان "خلق و خوی ملتها" را ترجمه کرد. این کتاب در مورد خصوصیات مردم برخی کشورهای اروپایی از جمله فرانسویها، آلمانیها و انگلیسیها نوشته شده بود. مهندس بازرگان در انتهای این کتاب فصلی به آن اضافه نمود که به قلم خود او بود و به خصوصیات مردم ایران می پرداخت. در آنجا او به همین ویژگی اشاره کرده بود و نام آنرا "سازگاری ایرانی" نهاده بود که البته نام محترمانه ای برای این ویژگی ایرانی ها بود. خود او در کتابش اشاره کرده بود که این خصوصیت نتیجه سه هجوم بزرگ تاریخی به سرزمین ایرانیان بوده است. این تجاوزها که به ترتیب توسط یونانیان، اعراب و مغولها انجام شده بود، هر یک به تنهایی توانایی این را داشت که ملت ها و فرهنگهای بزرگ را برای همیشه از صحنه روزگار حذف کند، اما ایرانیان با تجربیاتی که به تدریح به دست آورده بودند، می دانستند که باید خود را با محیط سازگار کنند و اگر توانستند به تدریج در محیط در محیط تاثیر بگذارند. در حال حاضر هم ایرانیان مقیم خارج در هر کشوری که باشند به سرعت خود را شبیه مردم آن کشور می کنند. این موضوع تنها محدود به کشورهای غربی نیست. بسیاری از ایرانیان مقیم دبی و مالزی و ترکیه هم قابل تشخیص از مردم آن کشورها نیستند.

ناشناس گفت...

Dalilesh faghat nadshtan shenakht kafi az jameee hast ke tosh hasti, va inke nadashtan etemad benafs kafi. ageh be andazeh kafi adamaye atrafo beshnasi ke chejoor raje be ye mosalmoon fekr mikonan, ya ageh aslan barat mohem nabasheh ke chejoor fek mikonan ehtiyaji be tozih bishtar payda nemikoni.

ناشناس گفت...

من میگم موحدم نه مسلمون به دلایلی که ذکر شد. مشکل هم حل میشه. در ضمن موحد بودن نه تنها ایرادی نداره، که خیلی هم کلاس داره!

ناشناس گفت...

معلومه چرا، چون به مسلمونا بد نگاه می‌کنن. و ما چون اعتقاد خیلی‌ عمیق نداریم، میگیم خوب چه مرضیه بگیم مسلمونیم، منتها چون ضایعس دروغ بگیم، توجیهش می‌کنیم

Samiar گفت...

مطلب جالبی‌ بود ولی‌ بحثی‌ نامحدود و بی‌ انتها رو به دنبال داره! از خودم شروع می‌کنم، اگر کسی‌ از من بپرسه مسلمون هستی‌ اولین صحنه که در مغزم نقش می‌بنده حکایتیست که روزانه از مراکشیها و ترک‌ها در نقاط نامن هلند (آمستردام - وست، کانال ایلند اترخت و...) به وقوع میپیوندد، حوادث ۱۱ سپتامبر و تئو وان خوخ هم که مکمل شده این دفاییه و خلاصه در آخر هم آوازه حکومت گردانان ایران خودمان که جایگاه ویژه باز کرده! خلاصه ما چند ایرانی‌ هستیم(دوستان) که اینجا تلاش می‌کنیم آنچه که هستیم را نشان دهیم نه چیزی که به آن اعتقادی نداریم.....در ضمن ما نسل سوخته بد از انقلاب ایران هستیم!

ناشناس گفت...

من خارج از ایران زهدگی می‌کنم و جوابم اینه: "در خانواده مسلمان بدنیا آمده‌ام و به هیچ دینی وابسته نیستم." حالا اگه تو ایران از من این سوال را می‌‌کردن لابد می‌‌گفتم مسلمان هستم چون فکر می‌‌کنم متاسفانه مردم ایران واقعیت را نمیتوانند قبول کنند.

ناشناس گفت...

اگر به نقشه ی جهان اسلام نگاه کنی اسلام در غرب به هر سوی رفته است (چه در حوزه ی زبان مصری، چه یونانی، چه لاتین) مردم عرب شده اند. فرقی نمی کند که لیبیای لاتین باشد، مصر مصری باشد، شام یونانی باشد... تا آن بخش اروپای آسپانیا اسلام یعنی عرب، عرب یعنی مسلمان. اما در شرق داستان تفاوت دارد. یعنی که اسلام در شرق به نخستین حوزه ی زبانی که می رسد گیر می کند. یعنی چه؟ یعنی عرب به جایی می رسد که با همه تلاش (جا دادن هر عرب در یک خانه ی فارس، خراج های سنیگن، باز کردن باب موالی گری یعنی زیر چتر ولی عرب شریف بودن...) نتوانست مردم را عرب کند. یعنی نوعی اسلام پیش رو می گذارد که عرب نیستند. همان که اسلام ملی را در کشورهای شرقی را میسر می کند. از ایران بگیر تا هند تا به آن ته اش به کامبوجیا برسی.
اما این شکل اسلام است که مردم را ریاکار هم می کند. یعنی چه؟ یعنی جایی که باید با تمام دل به درگاه خدا برود. نه او زبان خدایش را می داند، نه خدایش زبان او را. کدام ایرانی است که نتواند قرآن بخواند. کیست که بداند چه خوانده است؟ کیست که بداند در نماز چه می گوید؟ مگر نه آن جا که بُن جان آدمی می تپد زبان مادری است؟ می شود که تو بی زبان دل به درگاه برسی؟
حالا همین را بباش: هیچ کس بیش از ایرانی سنگ اسلام را به سینه نمی زند چنان که ایرانی. مهم ترین نام در میان کودکان ایرانی امروز ابوالفضل است. یک امام دسته هیچ، یک امام الکی که عرب ها درست سر در نمی آورند بابایش کی بوده است. پیش تر این رتبه را محمد داشت. با این همه همین ایرانی که تا بُن جان بنده و برده و موالی ولی عرب شده است بیش از هر کسی از عرب بیزار است. کدام ایرانی است که در ته دل عرب را سوسمارخور نبیند؟ چرا؟ چون هیچ کس ایرانی را چون عرب خوار و زار نکرده است. ایرانی در برابر عرب در آسمان خوار شد (هرمزدش ـ همان خدای یگانه اش. خرمزد چند گانه نبود که ـ پایین کشید و شد هیچ خدایی نیست الا الله. شهادت به فارسی نمی شود: لا اله الا الله. دوم محمد رسول الله. این جا برای عرب شهادت تمام است. اما برای ایرانی؟ او این را کفایت ندیده است. شهادت باید تا آخر ستایش تخمه ی عرب (سید) برسد: علی ولی الله، حسن سلیم الله، حسین شهیدالله، زینل مریض الله و برو تا به امام نمیر برسی بلکه مولا رضایت دهد که اشهدش را خوانده است و بعدتر که امام سیزدهم و چهاردهم هم آمد. این شرح آسمان و روح ایرانی. حال و روز هرمزدش، داستانش در آسمان. در زمین هم خوارش کرد و بر او خراج نهاد. او تا آن زمان ستانده بود. خراج نداده بود. نمی دانست. خراج نمی دانست. طبری می آورد که برای فتح اولین دیوار مداین سلمان را فرستادند که واسطه باشد و در بگشاید. پرسیدند اگر بگشاییم چه می شود؟ فرمود بر شما خراج می گذارند. پرسیدند خراج چیست؟ فرمود خاک بر سرتان کنند نمی دانید؟ زر. و آمد و عرب ها بلند شدند...

ناشناس گفت...

موافقم. چون عمده خارجی ها مسلمانان را بخصوص ایرانی ها را انسانهای متعصب و محدود شده می دانند.مثلان وقتی در مورد تفریحات، سرگرمی ها و حتی ورزش مورد علاقه از ما سوال میشه به سختی می توانیم پاسخگو باشیم و این واقعان حس بد و کمی حقارت انگیز است. و اینکه چرا نمی توانی براحتی از امکانات و تفریحات اینجا(اروپا) لذت ببری دیگه نگو!

ناشناس گفت...

به نظر من دلیلش اینه که ایرانی نمیتونه مسلمان باشه، چون اسلام بدون توجه به خوب یا بد بودنش ، پیشرفته یا متحجر بودنش، یک دین عربی است که بنا به گواه تاریخ 3 سال پس از مرگ پیغمبر،توسط شمشیر عرب به ایرانی های ساسانی تحمیل شد. درخت این دین عربی که پیغمبرش عرب بود و در سرزمین عرب آمد و به زبان عربی آمد و تمام بشارت های بهشتش از آب زلال و حوری غلمان وتن پروری در بهشتش مناسب حال اعراب بود و هست، از خون کشته شدگان ایرانی در جنگ نهروان ،ری ، همدان ، جلولا و... آبیاری شد. مام میهن اهورایی آریایی مورد تجاوز و تاخت و تاز عرب واقع شد ،زنان و دختران ایرانی عروسکان شب اعراب شده ،مردانشان به غلامی برده شدند و اگر اسلام را نمیپذیرفتند ،شمشیر عرب گلویشان را می درید.
آیا از مسلمان بودنمان باید احساس غرور کنیم یا شرم ؟

امید گفت...

دلیلش خیلی ساده است : اینه که ایرانیان هیچ وقت دین تازی رو با جون و دل قبول نکردن .

هیچ ملیت تحت خلافت تازیان شخصی مثل فردوسی رو تحویل نداد الا ایران ....

ناشناس گفت...

من وقتی ازم میپرسن میگم که تو فرم پر کردن تو ایران مسلمونم!
خب آدم باید هم خجالت بکشه که بگه مسلمونه. هرجی کشور فاسد و فقیره مسلمونه. هر چی بمب گذار انتحاریه مسلمونه. حتی همینجا هر چی محله ی کثیف و بی قانون و پر خلافکاره مسلمونه. بعد میان میگن که این اسلام واقعی نیست و اسلام واقعی خیلی بهتره. خب اسلام واقعی عملا وجود نداره و با این وضعیت بنده کافرم و به کافر بودن هم میبالم!

ناشناس گفت...

به نظر من دلیلش اینه که اسلام در داخل شناسنامه های ما نهانده شده نه در بطن وجودی ما در حالی که شاید خیلی از ما به صورت کامل بر این باور نباشیم و در واقع در ضمیر ناخوداگاه خودمون با اون مخالف هم باشیم.

ناشناس گفت...

اين توضيحات به اين دليل است كه مسلمانان داراي چهره اي خشن و متحجر در طول تاريخ هستند و هر گناهي و خلافي از آنها سر ميزند را وابسته به مذهب و دين اسلام ميدادند. اين بدليل بسته بودن و محدوديت هاي اسلام است. ما بايد از كارهايي كه حق طبيعي ماست خجالت بكشيم و آنها را توجيه كنيم چون مسلمانيم!!!

ناشناس گفت...

اين توضيحات به اين دليل است كه مسلمانان داراي چهره اي خشن و متحجر در طول تاريخ هستند و هر گناهي و خلافي از آنها سر ميزند را وابسته به مذهب و دين اسلام ميدادند. اين بدليل بسته بودن و محدوديت هاي اسلام است. ما بايد از كارهايي كه حق طبيعي ماست خجالت بكشيم و آنها را توجيه كنيم چون مسلمانيم!!!

ناشناس گفت...

اين توضيحات به اين دليل است كه مسلمانان داراي چهره اي خشن و متحجر در طول تاريخ هستند و هر گناهي و خلافي از آنها سر ميزند را وابسته به مذهب و دين اسلام ميدادند. اين بدليل بسته بودن و محدوديت هاي اسلام است. ما بايد از كارهايي كه حق طبيعي ماست خجالت بكشيم و آنها را توجيه كنيم چون مسلمانيم!!!

ناشناس گفت...

سلام
مسلمان مسلمانه دیگه متحجر و مدرن نداره...این تقسیم بندی را کی پیغمبر و یا امام ها کردند..انهایی که میگن ما مسلمان متحجر نیستسم ..اصلا مسلمان نیستند..منتها می ترسند انگ کافر و مرتد به انها بخوره و سرشون را به باد بدهند...مشکل از اسلامه که اگر از اون متنفر هم باشی نمی تونی ..یعنی خق نداری تغییرش بدی..و تا اخر عمر باید با عقبده ای که قبولش نداری بسازی...برای همین هی میخواهی این دین اجباری را به طریقی مدرنش کنی و بگی اسلام 2 تا هست....اونی که من قبول دارم این یکی هست...در صورتی که در اصل اونی که قبول داره اصلا اسلام نیست..معلوم نیست چی هست

لعبت گفت...

سلام ناشناش 22
من هم موافق هستم که اسلام 2 تا 3 تا و یا 10 تا نیست ...
و قصدم هم مدرن کردن دین نیست ..چون همشون منظورم همه ادیان هست ..سرو ته به یجا ختم میشن ..
حالا از بد روزگار سیاسیون ما میواستن ابروش رو بر دارن کورش کردن اسلامو ..خواستن برتری بدن بهش ..÷ست تریننش کردن ..
اصل خداست ..اگر کسی معتقد باشه ..ما بقی یه قل دوقل کردن با
فرعیات هست ...
خود مذهب یعنی راه ...پس حالا اگر ما رو مجبور کردن از کنار اعراب بریم ..
واجازه ذاشتن راه جدید ..هم نداریم در بیرون ..پس بهتره کمی در بیان اصلش که بنظرم هم نمیاد بد تر از بقیه باشه کوشا باشیم ...
ادمای حامی اسلام ..ناجور ونافرم هستن ..
من اگه مسحی هم بشم ..هزاران ذهن ماقبل من اخرش نمیذاره من از اون اسلام جدا بشم ..
منظور ریشه های عمیق این هست در ذهنمون ..
ولی راست میگی شاید من مسلمون نباشم ..شایدم بترسم ..که 1000 البته میترسم ..از اینکه الکی بخاطر نفهمی متعصبیون مورد ازار قرار بگیرم ..
ولی درونم منحصر به منه ..شاید میخوام اینو بگم بهشون..که اسمو یدک میکشم ...ولی کاراش رو که تو خرجین ذهن همه ریختن رو انجام نمیدم ..
ولی کسی منو نکشت ...کسی هم نفهمید ..
همونطور که بقیه ادیان این کارن ..

ورتیگونه گفت...

سلام فرنگی جان، مطلب آخر آرتاهرمس هم بی‌شباهت به نوشته‌ی تو نیست، ببین:
http://artahermes.wordpress.com/2009/11/10/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87/

ali گفت...

منم یه جورایی با loabat موافقم. همه دینها یک جور بودن و هنگامی كه قدرت دستشون بوده حسابی خون و خون ریزی کردن. همین مسیحیت زمان قرون وسطا چه جنایتی مرتکب شد كه اگه بیشتر از مسلمونا نبوده ، کمتر هم نبوده . ولی الان با افتخار دارن دینشون تبلیغ میکنن و میگن دین ما دین صلح و دوستی و مهربانی هاست. در حالی كه تو همین شهره گودا تو هلند مردان رو به جرم جادوگری میسوزاندن .
ریشه این جور جواب دادن ها همش تو ی کلمه خلاصه میشه : ترس - حالا یا ترس از قضاوت، یا ترس از مورد آزار قرار گرفتن و یا ترس از واقعیت و فرار از آن

ناشناس گفت...

hi,the answer is that:we are not ashamed of being a moslem ,but we are unhappy about that.thanx.

Pedram گفت...

چون که مردم ما هنوز انقدر کور نیستن و اسلام رو ته قلبشون قبول ندارن

Kaveh گفت...

آقا جون بالا برین پایین بییان ما یه ملتی هستیم با حس حقارت تاریخی.. تا وقتی هم این مرضمون رو قبول نکنیم نمی تونیم درمانش کنیم...چرا هممون تا از ایران میریم بیرون از اینکه بهمون بگن اسپانیایی یا ایتالیایی خوشحای می شیم؟ سوال راجع به دین که جای خود داره... دائم هم سعی میکنیم پشت افتخارات بی اساس مثل با هوشی ایرانیا یا نمدن 2500 سال پیش (که اونم اروپایی ها بهمون نشون دادن) قایم بشیم. تا واقع گرا نشیم هم وضعمون همینه...

neferti گفت...

وبلاگتون خیلی جالبه، همین الان از طریق بالاترین پیداتون کردم، از حالا به بعد مشتریم :)

ناشناس گفت...

jaleb bood.man deghat nakardeh boodam vali hala ke fekr mikonam mibinam khodam ham injoori javab midam dar barabare in soal.khandam gereft az khodam

lingu گفت...

سلام. فکر کنم یک داستان تو مثنویه که می‌گه می‌خواستن برای یه شهر قاضی انتخاب کنن و افراد مختلف می‌اومدن و حالا تست می‌دادن. نفر اول می‌یاد و ازش می‌پرسن زن داری؟ می‌گه آره یه زن دارم و سه تا بچه. زندگی‌ام خوب نمی‌گذره و همین جور داشته توضیح می‌داده.حالا داستانش خیلی مفصله ولی خوب توضیح می‌ده که این قضیه ریشه و سبقه تاریخی داره.

reza گفت...

شاید واسه اینه كه معمولا ما ایرانیا تو ذهنمون خودمون رو به اروپایی ها نزدیکتر میدونیم تا مسلمونا

Gharib گفت...

یه دلیلش آبروریزی هایی است که طالبانی ها کردند با ادعای مسلمانی شون.محبوریم از ذهن طرف مقابل به نوعی این سیاهی رو پاک کنیم.البته من دیگه زیاد به خودم زحمت نمی دم.به درک هر کی هر جور می خواد فکر کنه .من ایرانی ومسلمونم .خوششون بیاد یا نه مشکل خودشونه.

ناشناس گفت...

نظرات جالبی داده اند. ممنون از طرح مطلب در این وبلاگ. یکی از دلایل‌ (در کنار خیلی از دلایل دیگه ای که دوستان به آن ها اشاره کرده اند) ترس از مجازات خارج شدن از دین اسلام. خیلی ها ممکنه که به این نتیجه رسیده باشند که اسلام رو قبول ندارند ولی از گفتن این مطلب خودداری می کنند و ترجیح میدهند همه آن ها را به اسم مسلمان بشناسند. شما خودتون بهتر می دونیند که مجازات ارتداد چیه. زندگی خیلی ها مانند سلمان رشدی به خاطر اعلام اینکه مسلمان نیستند نابود شده.

فرید گفت...

من همیشه با افتخار میگم: " مسلمان نیستم" و یک خردگرا هستم و به دین و مذهب و خدا نه نیازی دارم و نه اعتقادی دارم. اون ترسی که باعث میشه توی ضمیر ناخودآگاهت همیشه فکر کنی یک مسلمان هستی دوتا علت داره: 1- مسلمان بدنیا اومدی 2- اگر غیر از این فکر کنی؛ مرتد شناخته میشی و باید کشته بشی. آزاد اندیش باش

Farid Farkhondeh kish گفت...

صریح و روشن بگویم: من مسلمان نیستم. من هیچوقت جرم ارتداد را نپذیرفته ام چون هیچگاه بعنوان یک انسان بالغ و عاقل در زندگى ام هیچ نوع اعتقاد دینى را برسمیت نشناخته و اعلام نکرده ام. کسى نمى تواند نسبت به عقیده اى که هیچوقت نداشته، مرتد شود و بخاطر آن مجازات شود. بسیارى از مسلمانانى که مورد احترام من هستند، از این مساله که به محض تولد به اسلام متعلق مى شوند و اگر تصمیم گرفتند آن را برنگزینند مرگ در انتظارشان خواهد بود، وحشت خواهند کرد. /سلمان رشدی

محمد (ققنوس) گفت...

فرنگی عزیز سلام

من فکر می‌کنم ما ایرانی‌ها از یک درد ویژه رنج می‌بریم و آن این است که ورژن شیعه دین‌مان که به‌کلی با ورژن سنی آن -از نظر ما- تفاوت دارد را انتخاب کرده‌ایم (در زمان صفوی) تا «متمایز» باشیم از دیگر مسلمانان و اینک سوال کننده‌های غربی که معنای تفاوت شیعه و سنی را نمی‌دانند با یک سوال «مسلمانی؟» می‌خواهند یک جواب آری یا نه بگیرند. این است که ما ناچاریم هرآنچه می‌توانیم مغلطه و سفسطه سر هم کنیم و راطب و یابس ببافیم تا به آن طرف که معمولا فرق عرب با آفریقائی را هم نمی‌داند حالی کنیم که آن ورژنی که ما داریم ورژن ناز و ناناز و مامانی قضیه است و ربطی به انفجار و ترور و تندروی ندارد.

هم ما داریم خودمان را گول می‌زنیم در اینکه شیعه و سنی با هم بسیار متفاوت هستند و هم آن طرف سوال کننده معمولا درک درستی از شرق و ادیان و مذاهب شرقی ندارد. بگذریم که باز مطابق آنچه شما گفته‌اید هم ما گیج هستیم و خجل. آنچه در بالا گفتم ناقض و نافی مطلب زیبای شما نیست. آری در عمق روح‌مان خجالتی داریم به عمر چند قرن. همان که «برنارد لوئیس» در کتاب «What went wrong?» به آن پرداخته.