۱۳۸۷ فروردین ۱۶, جمعه
پناهندگی یک خانواده آمریکایی به هلند!
یک مادر آمریکایی که چهارده سال پیش به دلیل بدرفتاری همسرش، باتفاق فرزندان خود به هلند گریخته بود، موفق به دریافت پناهندگی در هلند شده است.
Holly Ann Collins با بچه های کوچک اش به هلند گریخت و در اینجا زندگی تازه ای را آغاز کرد.
اکنون و بعد از گذشت چهارده سال این ماجرا توسط همسایه هلندی اش که او را به اف بی آی لو داده است فاش می شود.
Holly که قبلا سه بار بخاطر بدرفتاری همسر سابق اش در بیمارستان بستری شده است، حالا می بایست احتمالا منتظر دادگاهی شدن به جرم بچه دزدی باشد.
به احتمال بسیار زیاد Holly و بچه هایش اولین و تنها آمریکایی هایی می باشند که به هلند پناهنده شده اند .
Holly در سال 1996 موفق شده است که پناهندگی بدلایل انسانی را دریافت کند، زیر عنوان" پناهندگی بدلیل تهدید توسط همسر سابق".
وزارت دادگستری هلند معتقد است که پناهندگی یک آمریکایی در هلند امکان ندارد، اما Holly مدارک آن را ارائه می دهد.
Holly در ابتدا قصد گریختن به نیوزیلند را داشته که فرودگاه هلند تغییر عقیده می دهد. وقتی که در فرودگاه هلند در خواست پناهندگی می کند، با خنده و تمسخر همه کارمندان آن مواجه می شود، اما در نهایت اوست که موفق به دریافت این پناهندگی عجیب می شود.
Holly که زندگی جدیدی را با آرامش در هلند شروع کرده بود، اینک بشدت ترسیده است، در این ضمن بچه هم که اکنون بزرگ شده اند، از خانه جدا شده و زندگی مستقلی را برای خود در هلند شروع کرده اند.
Holly یک کلیپ بسیار دیدنی از زندگی خود در کمپ های پناهندگی در هلند ساخته و در اینترنت گذاشته است، در این کلیپ بسیاری دیگر پناهندگان(بخصوص ایرانی و عراقی) هم حضور دارند. برای دیدن این کلیپ" اینجا " را کلیک کنید.
منبع
۱۳۸۷ فروردین ۱۵, پنجشنبه
تله پورتیشن، تله پاتی و نامریی شدن بزودی عملی می شوند

او در کتاب جدید خود( Physics of the Impossible) دانش ناممکن ها به سه قسمت تقسیم می کند.
قسمت اول، که شامل تله پورتیشن، تله پاتی و نامریی کردن اجسام است را در طی چند دهه آینده قابل عملی شدن می داند.
قسمت دوم، علوم ای که به بالای صد سال زمان احتیاج دارند. او می گوید سفر زمانی(Time travel ) و سرعت بیش از سرعت نور(travelling faster than the speed of light) در این دسته قرار می گیرند.
دسته سوم که ماشین زمان(جاودانگی)(perpetual motion machines) و پیش بینی آینده (telling the future ) هم در آن قرار دارند دانشی هستند که از امروز فعلا نمی توان برای رسیدن به آنها زمانی را محاسبه کرد.
منبع
۱۳۸۷ فروردین ۱۲, دوشنبه
مهاجرت (1) دلایل

رفتن از کشور برای ادامه تحصیل، مهاجرت، و یا پناهندگی در یک کشور دور، در اولین مرحله یعنی دوری از زادگاه، خانواده، فامیل، دوستان، خاطرات و عادات و... آمدن به غربت، زبانی دیگر، فرهنگی دیگر، سختی های اولیه برای تنظیم خود با جامعه جدید، یاد گیری رفتار و زبان آنها، ساخت دوباره زندگی از صفر و...
تحمل این همه سختی و پرداخت این همه هزینه برای چی؟
اگر می خواهید که از کرده خود زود پشیمان نشوید، جواب های خود به نوشته بالا را تا می توانید زیاد کنید.
دلایل خروج از کشور باید اینقدر گسترده باشند که وقتی تعدادی از آنها بطور طبیعی در طول زمان(در مواجهه با واقعیت و یا عادی شدن بر اثر تکرار) کم رنگ و بی ارزش شدند، هنوزهم دلایلی برای دفاع و توجیه این انتخاب(و یا اجبار) برایتان باقی مانده باشند. پیشنهاد می کنم که همه دلایل خود در این رابطه را یادداشت کنید.
اگر خانواده هستید هر دو کمی از وضع زندگی کنونی خود و تصور زندگی آینده را هم به آن اضافه کنید.
غربت اولین کاری که می کند، کم رنگ کردن خاطرات بد و پر رنگ کردن خاطرات شیرین است، این یادداشت ها و مراجعه به آن کمک می کند که تسلیم این احساس غربت نشده و واقع بینانه تر برخورد کنید.
چیزهایی که با این مهاجرت از دست خواهید داد( چه مادی و جه معنوی) از قبل لیست کنید، جواب خود به آنها را هم پیدا کنید.
قبل ازهر اقدامی، چیزهایی که از دست می دهید و چیز هایی که (تقریبی) بدست می آورید را با هم مقایسه کنید.
بطور مثال با این وضعیت سال های اخیر ایران و رسیدن تقریبی درآمد ها به کشورهای اروپایی، اگر برای این سفر ملکی را می فروشید، دیگر حتی چند سال بعد که درآمد زا هم بشوید، براحتی نخواهید نتوانست ملک فروخته شده خود را بازپس بخرید، همین موضوع اگر با ایران زیاد در تماس باشید دلیلی برای پشیمانی خواهد بود.
به نظر من اگر شما 30 دلیل خروج از کشور برای خود نوشته باشید، بعد از سه سال در غربت بودن فقط بین هفت تا ده تا از آنها برایتان باقی می ماند، که تعداد قابل قبولی برای مبارزه با سختی های ساخت زندگی تازه بشمار می رود.
یک مثال: چند سال پیش با خانواده تازه رسیده ای آشنا شدم که یک زوج در دهه سوم زندگی و دو پسر 8 و 10 ساله بودند.زن و شوهر از همان برخورد اول مدام تاکید می کردند، از ما که دیگه گذشته، ما فقط برای خوشبختی بچه هایمان اینجا آمده ایم، وگرنه هیچ دلیل دیگری برای ترک وطن نداشته ایم.
دوستی برایشان توضیح می داد که شما نمی توانید این همه سختی اینجا را فقط بدلیل خوشبختی بچه هایی که حداکثر تا ده سال دیگر از شما جدا می شوند، تحمل کنید و بهتر دلایل دیگری هم به دلیل مهاجرت خود اضافه کنید. زیر سه سال هر دو در شرایط سنگین روحی در حالی که هر کدام دیگری را مسئول این مهاجرت اشتباه می دانست، از هم جدا شده، یکی پشیمان به ایران برگشته و آن دیگری بار تنهایی و غربت را با هم بدوش می کشد.مثالی دیگر: اگر کسی دلایل خروج از کشور را در این خلاصه کند که جوانم، اینجا همه چیز برای ما ممنوعه، می رم جایی که همه چیز برام آزاده و... به احتمال زیادی در کمتر از یک سال و وقتی که تمام این ها بر اثر تکرار، جذابیت خود را از دست داده و جزیی از زندگی عادی شوند بعلاوه سختی ها جا افتادن در یک محیط جدید هم فشار را زیاد کند، یه پشیمانی شخص از انتخاب خود می انجامد.(منظور من این نیست که اینها دلایل خوبی نیستند، بلکه کافی نیستند).
۱۳۸۷ فروردین ۶, سهشنبه
خبرهای کوتاه از جهان

۱۳۸۷ فروردین ۵, دوشنبه
شاید برای شما جوک باشه، ولی برای من خاطره است
به تازگی جوکی شنیدم(احتمالا قدیمی) که تلخی یک خاطره رو دوباره برای من تازه کرده است.
کلاس چهار و یا پنجم دبستان بودم، در سنی که آدمها رو در دو دسته می شناختم، بچه ها و آدم بزرگ ها.
آدم بزرگ ها در نظرم کسانی بودند که همه چیز را می دانند .و هیچ وقت هیچ اشتباهی نمی کنند، سالها طول کشید تا بفهمم که این عقیده درست نیست و گاهی آدم بزرگ ها از بچه ها هم پر اشتباه ترند.(ظاهرا برای همین است که هر بچه ای رو که می بینم سعی می کنم این مطلب رو براش توضیح بدم)
خاطره مربوط به معلمی است(احتمالا علوم) که او را عقل کل و قابل ستایش می دانستم، همیشه از این که او جواب همه چیز را می داند، غرق حیرت بودم.
این معلم علاقه شدیدی داشت که معما و چیستانهای که می شنید و یا می خواند را در کلاس برای ما طرح کند و به تلاش ها و جواب های ما برای حل آن بخندد. معما هایی که امروز می دانم اصلا در حد فهم ما در آن سن نبود.
بعد وقتی که ما عاجزانه با کمک دانسته های اندک مان راه حل ارائه می دادیم، با گفتن کلماتی مانند: ناامیدم کردید، به این سادگی را نمی دانید؟ همه تون از دم خنگید، شما ها هیچ وقت چیزی نمی شیدو... حسابی تحقیر مان کرده و بعد با غرور جواب را می گفت(احتمالا برای اینکه بیشتر ستایش اش کنیم).
فشار این داستان یرای سالها(فکر می کنم هنوز هم) در من بود، دیگر بچه ها هم فکر کنم کم و بیش متاثر از این اتفاق بوده اند. نمی دانم چند سال طول کشید تا بفهمم که این معلم/ قهرمان من یکی از کم اطلاع ترین معلم ها در امر تعلیم و رفتار با بچه ها بوده است.
اما جوکی که مرا یاد این خاطره انداخت( جوکی که باید اعتراف کنم برای لحظه ای مرا به این آرزو برد که کاشکی آلان همان بچه بودم و او این سوال را از من می کرد و من همین جواب را می دادم).
معلمی از شاگردانش پرسید: عرض این کلاس 6 متر و طول آن 8 متر است، حال بگویید سن من چقدر است؟
بچه ها هیچ کدام نتوانستد جواب درستی به این سوال بدهند و مورد تمسخر معلم قرار گرفتند.
یکی از بچه گفت: آقا اجازه، ما جواب را می دانیم شما 48 سالتان است.
معلم گفت: درست است، دیدید چقدر آسون بود و شما چقدر خنگ بودید که معمای به این آسانی را نتوانستید حل کنید، بعد به شاگرش گفت برای همه توضیح بده که چگونه جواب را پیدا کردی که این ها هم یاد بگیرند.
بچه گفت: آقا اجازه، ما یک پسر عموی نیمه خل دارم که 24 سال داره، چون شما کاملا خل به نظر می رسید سن او را ضرب در دو کردیم.
۱۳۸۷ فروردین ۴, یکشنبه
پلیس ایتالیا در جستجوی یک دزد هیپنوتیزور
یکی از این فیلم ها را پلیس ایتالیا منتشر کرده است. این شخص چندین بار به همین شیوه دزدی کرده است.
این مرد که مشخصات سکنه آفریقای شمالی را دارد(مثلا الجزایر، مراکش و یا مصر) ظاهرا با گفتن جمله "به من نگاه کن" طمعه های خود را هیپنوتیزم می کند.
خانمی که به این شخص بدون هیچ دلیلی در یک بانک 800 یورو پول داده است، بعدا به پلیس گفته است که کوچکترین چیزی از این موضوع را به یاد نمی آورد.
در اینجا می توانید این فیلم را ببینید، این فیلم بدون صدا و توضیح می باشد.
۱۳۸۷ فروردین ۲, جمعه
آشنایی با هلند(6) زندگی در زیر سطح دریا
یک ضرب المثل معروف هلندی می گوید، خدا جهان را آفرید و هلندی ها، هلند را.
(God schiep de wereld en de Nederlanders schiepen Nederland)
در حدود 60درصد هلند را زمین های خشک کرده و از دریا گرفته شده تشکیل می دهند. بسیاری از شهر ها و استان های هلند تا همین چند قرن پیش جزیی از دریا بوده اند، برای همین هم بسیاری از شهر ها تا حدود 7 متر زیر سطح دریا قرار دارند.
عمل خشک کردن زمین در هلند از قرن نهم میلادی شروع شده است.
در آن زمان کشاورزان برای داشتن زمین مساعد کشت بتدریج شروع به کندن کانال و هدایت آبهای سطح زمین به آنها و خشک کردن قطعات کوچک زمین کردند.
در قرن شانزده16 و به کمک تکنیک آسیاب های بادی مخصوص جابجایی آب موفق شدند دریاچه های بزرگتری را یکجا خشک کنند. این شروع خشک کردن زمین در مقیاس بزرگ بود. اولین قطعه زمین بزرگ خشک شده بی میئس تر(Beemster) نام دارد که در سالهای 1608تا1612خشک شده است، این منطقه و شهر آن حدود 3 متر زیر سطح دریا قرار دارند.
هلند در حدود 3هزار تیکه زمین خشک شده دارد که به 3قسمت تقسیم می شوند1-زمین های که آب سطح آنها را خارج کرده اند
2-دریاچه های خشک شده 3-زمین های از دریا گرفته شده.
دوباره نظر شما را به این نکته جلب می کنم که پایین ترین سطح زمین در هلند 6متر و 74سانت زیر سطح دریا قرار دارد، به این معنی که اگر سد ها نباشند بسیاری از شهرها حدود 7 متر به زیر آب دریا خواهند رفت.
هلند دارای 17500کیلومتر سد می باشد که جلوی ورود آب دریا به هلند را گرفته و سالانه حدود 2.3میلیارد لیتر اب را از هلند تخلیه کرده و به دریا می ریزند.

سدی بنام، آف اسلوت دئیک(Afsluitdijk)، به طول 32 کیلومتر و عرض 90متر یکی از بزگترین پروژه های سد سازی هلند می باشد که محوطه بسیار بزرگی از دریا را جدا کرده و به دریاچه بسته ای تبدیل می کند. این طرح که اولین بار در سال 1891 توسط یک مهندس هلندی مطرح شد در ابتدا بعنوان طرحی فانتزی و غیرقابل اجرا کنار گذاشته شد.
برای سالها این طرح باعث خنده بود و هرطرحی را که میخواستند رویایی و غیر قابل اجرا معرفی کنند با این طرح مقایسه می کردند.سرانجام در سال 1927 و در میان مخالفت گسترده ماهی گیران که راه خود را به آبهای آزاد بسته می دیدند و برای صید ماهی مسافت بیشتری را می بایست کشتی رانی می کردند، این طرح اجرا و در سال 1933 به مرحله بهره برداری رسید. این سد بزرگ نه تنها قسمت بزرگی از دریای شمال را کاملا جدا می کند و پایانی بر طوفان های این دریا و اثرات مخرب اش بر شهرهای ساحلی هلند می گذارد، بلکه دو قسمت بالای هلند را هم از دو استان مختلف به هم وصل می کند.

در صد سال گذشته ارتفاع سطح زمین در غرب هلند 5 سانتی متر افت داشته است، علاوه براین در طول همین قرن اخیر 5 سانتی متر هم به ارتفاع سطح دریا اضافه شده است، اما هلند همچنان پر توان با بالاتر بردن ارتفاع سد ها و بیرون ریختن آب از کشور به مبارزه بی پایان خود با دریا و حفاظت از سرزمین های از آب گرفته خود ادامه می دهد.